
توجه به چند نکته برای رسیدن به جواب سوالات فوق ضروری می باشد:
1. یکی از غرایز قوی در انسان شهوات جنسی است که اگر طغیان و سرکشی کند، کنترل آن ناممکن یا مشکل خواهد بود.
2. بروز و ظهور و غلبه غریزه ی شهوانی در انسان به صورت پلکانی و تدریجی است، و به تعبیر قرآن کریم شیطان از طریق سیاست گام به گام به هدف خود می رسد.(1)
چنان که بررسی و ریشه یابی بسیاری از گناهان و جنایات که هر روز در جوامع مختلف رخ می دهد نشان دهنده ی همین موضوع است که از مسائل ناچیز و عادی آغاز شده اند. به همین جهت جلوگیری از وسوسه های شیطانی در ابتدای امر و قدم اوّل آسان است چون هنوز موقعیت شیطان و غرایز شهوانی ضعیف است، ولی اگر فردی در قدم اول از شیطان و هوی و هوس تبعیت کند، موقعیت خود را در مقابله با آنها تضعیف نموده و باعث تقویت نیروهای شیطانی و غرایز شهوانی خواهد شد. و در آن صورت مقاومت مشکل تر خواهد شد. به عبارتی همیشه پیش گیری راحت تر از درمان است.
3. شکی نیست که شوخی با جنس مخالف اگر چه رکیک هم نباشد زمینه را برای انحراف و تسلط شیطان فراهم می کند.
به همین جهات اسلام در مبارزه با انحراف از زمینه های آن نیز جلوگیری به عمل آورد، مثلاً مردها را از نشستن در جای زن قبل از سرد شدن، نهی نمود.(2) و یا به زن ها دستور داده در برخورد با نامحرم نرمی و ملاطفت نشان ندهند.(3)
نتیجه این که بهتر است از شوخی با نامحرم اگر چه رکیک هم نباشد اجتناب کرد.
استفتایی که از دفتر مراجع عظام در این زمینه شده ، به شرح ذیل است:
1. چت کردن با جنس مخالف و رد و بدل کردن صحبت های معمولی چه حکمی دارد؟
همه ی مراجع: در صورتی که خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد جایز نیست.(4)
2. شوخی کردن با نامحرم چه حکمی دارد؟
همه ی مراجع: اگر با قصد لذت (جنسی) باشد و یا بترسد به گناه بیفتد، جایز نیست. (5)
تذکر نکته ای در پایان ضروری است:
آن چه بیان شد یک حکم کلی است و از این جهت فرقی بین انواع شوخی( شوخی از طریق چت و پیام کوتاه و...) و بین انواع نامحرم ها (هم کلاسی ها و غیر آن)، وجود ندارد یعنی؛ اگر شوخی با نامحرم، به قصد لذت باشد یا خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد، از حکم حرمت برخوردار است اگر چه آن نامحرم هم کلاسی باشد و این شوخی هم از طریق پیام کوتاه، انجام شده باشد
پی نوشتها:
1- بقره، 168،" وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ ".
2- من لایحضره الفقیه، ج 3، ص467، "إِذَا جَلَسَتِ الْمَرْأَةُ مَجْلِساً فَقَامَتْ عَنْهُ فَلَا یَجْلِسُ فِی مَجْلِسِهَا أَحَدٌ حَتَّى یَبْرُدَ".
3- الاحزاب، 32، "فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ".
4و5- در تنظیم این مقاله از پایگاههای اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید استفاده شده است
به مناسبت رحلت پیامبر اعظم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) مراسم سخنرانی و سوگواری
بر گزارمی گردد:
سخنران : حجت الاسلام و المسلمین رستگاری
مداح : برادر محمد الیاسی
زمان : یکشنبه ۲/۱۱/۹۰ مصادف با ۲۸ صفر ساعت ۱۱ صبح
مکان : دزفول خ فردوسی نبش شریعتی - مسجد امام حسن عسکری (ع)
طبقه بندی: سمعی و بصری، اخبار ایران و جهان، فرهنگی و اجتماعی،
قانون اعلام روز 29 دي ماه به عنوان روز "غزه نماد مقاومت فلسطين " كه در مجلس شوراي اسلامي تصويب و به تاييد شوراي نگهبان رسيده است، از سوي رئيس جمهور براي اجرا ابلاغ شد.
به گزارش
براساس اين قانون، روز 29 دي ماه 1387برابر با 18 ژانويه 2009 مصادف با 21 محرم 1430 به عنوان غزه نماد مقاومت فلسطين اعلام و در تقويم رسمي جمهوري اسلامي ايران ثبت مي شود.
همچنين وزارت امور خارجه موظف است در اين رابطه، طرح لازم را تدوين نموده و به سازمان كنفرانس اسلامي ارايه و با تلاش سياسي و رايزنيهاي لازم براي تصويب آن، همت بگمارد.
بر اساس اين قانون، مجلس شوراي اسلامي نيز بايد با ارتباط فعال با مجالس كشورهاي اسلامي، طرح مذكور را به اتحاديه مجالس كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي ارايه و براي تصويب آن تلاش كند.

باوجود گذشت حدود 280 روز از سال «جهاد اقتصادی»؛ اما هنوز طبق شواهد ارایه شده اقدام خارق العاده ای دراین باره صورت نگرفته است. این مقاله به دنبال آن است تا با شناسایی «چالش های موجود» راهکارهایی را در این باره ارایه دهد.
در این مقاله به موانع و چالش های پیش روی جهاد اقتصادی با استفاده از بیانات «رهبر معظم انقلاب» و اظهارات مسوولین و صاحب نظران اقتصادی کشور و نیز مصاحبه با اساتیدی هم چون جناب آقای «دکتر دانش جعفری»، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی اشاره می شود.
در ابتدای بحث و پیش از ورود محتوایی به بحث یادآوری این مطلب ضروری است که جهاد اقتصادی، یعنی مبارزه اقتصادی. مبارزه ای که به عزت امت اسلامی و اعتلای کلمه ی اسلام منجر شود. «وللَّه العزّة و لرسوله و للمؤمنین». کوشش و مبارزه ای که تأثیر بسیار زیادی بر پیشرفت کشور و عزت ملت ایران دارد. در هر مبارزه ای ضرورت دارد که هدف، حوزه و حریف مبارزه تعیین وشناخته شود. انگیزه ی هر مبارزه ای یا دفاع از قلمرو موجود است یا کسب قلمروهای جدید؛ حالت اول «جهاد دفاعی» حالت دوم «جهاد ابتدایی» است.
بازار، قلمرو فعالیت اقتصادی است. بنابراین جهاد اقتصادی مبارزه برای کسب سهم بازار است. اگر مبازره برای باز پس گیری سهم بازار از دست رفته برای رسیدن به حد موقعیت قبلی باشد، می تواند به «جهاد دفاعی» اقتصادی تعبیر شود و اگر جهاد برای کسب بازارهای جدید در جهت اعتلای عزت مسلمین و نفی تسلط بر مسلمین باشد «جهاد ابتدایی» اقتصادی می تواند نام نهاده شود.
هر بازاری سهم اشتغال خاصی دارد و افزایش اشتغال بیش از آن سهم به کاهش بهره وری منجر می شود. پس برای افزایش میزان اشتغال، یا ارتقای بهره وری ایجاد بازار جدید یا افزایش سهم از بازار موجود شرط اصلی است. توزیع درآمد حاصل از ایجاد و گسترش بازار دغدغه دیگری است که در قالب شاخص هایی چون کاهش فاصله درآمدی دهک های بالا و پایین جامعه، و مشارکت مستقیم مردم در امر اقتصاد نمود پیدا می کند و میزان موفقیت در توزیع عادلانه درآمد را نشان می دهد.
موانع و چالش های احصا شده، حاصل ساعت ها کار کارشناسی و بررسی گزارش عملکرد دستگاه های متولی امر اقتصاد در کشور، با نگاه نظارتی می باشد. البته در مقالات آتی به شرط حیات، بحث و بررسی پیرامون هر یک از این عناوین را دنبال خواهم کرد.
موانع و چالش های پیش روی جهاد اقتصادی عبارت اند از:
1. وجود برخی ساختارهای فرهنگی و اجتماعی غلط در جامعه
2. کم رنگ بودن فرهنگ کار و تلاش و فقدان آموزش های لازم به خصوص برای جوانان
3. نرخ بالای بیکاری (حدود12%) و کمبود شغل در کشور
4. کم اثر بودن سهم سرمایه گذاری بخش خصوصی در اقتصاد کشور و عدم توانایی این بخش در رقابت با بخش دولت
5. نبود تعاونی های کارآمد در حمایت از بخش خصوصی
6. عدم وجود سازوکار مناسب در زمینه ی مشارکت مستقیم مردم در اقتصاد کشور
7. نبود فضای مناسب کسب و کار در جامعه
8. پایین بودن بهره وری در تولید
9. فشار تحریم های خارجی بر دوش اقتصاد کشور
10. برخی جریان های سیاسی داخل کشور که سیاست های اقتصادی دولت را مانع منافع بی حد و حصر خود می دانند
11. وجود ساختارهای نامناسب اداری (رانت، فساد و ...)
12. عدم مشخص بودن استراتژی مشخص در روابط اقتصادی بین الملل کشور
13. ظهور قدرت های جدید اقتصادی مانند «Bric» (برزیل– روسیه- هند و چین) در فضای بین الملل
14. قابل پیش بینی نبودن متغیرهای اقتصادی در ایران
15. عدم تبیین درست مفاهیمی هم چون استقلال اقتصادی، خودکفایی و ...
16. اقتضایی بودن سیاست خارجی ایران
17. وجود مشکلاتی در بنگاه های اقتصادی (دانش فنی، ظرفیت و مقیاس پایین تولید، روش های تأمین منابع مالی و مدیریت)
درمقالات متعددی که کارشناسان حوزه ی اقتصاد و سیاست در حوزه ی جهاد اقتصادی و چالش های آن منتشر نموده اند کم و بیش به این موانع اشاره شده است با این تفاوت که در بسیاری از این مقالات نگاهی تک محوری به صرف به این چالش ها شده است و بعضاً راه حل های گذر از این چالش ها بدون در نظر گرفتن چالش های دیگر مطرح گردیده است. تجربه ثابت کرده است که این نوع نگاه به اقتصاد ورفع چالش های آن منتج به نتیجه مطلوب نخواهد شد و تنها پیچیدگی ها را در عرصه اقتصاد که خود مقوله ای بغرنج و پیچیده است ، بیشتر خواهد کرد.
به عنوان مثال اگر بخواهیم برای چالشی به نام پایین بودن بهره وری در کشور ، بدون توجه به چالش دیگری به نام نبود فضای کسب و کار مناسب در جامعه، نسخه پیچی کنیم قطع به یقین راه به جایی نخواهیم برد. از این رو در مقاله ی بعدی برآنم تا یکی از مهم ترین معضلات نام برده در فوق را که همانا نبود یک استراتژی مدون و مشخص در «حوزه ی اقتصاد بین الملل» است و حل آن می تواند به طور مستقیم روی بسیاری از چالش های دیگر این حوزه اثرگذار باشد، به صورت موشکافانه مورد بحث و بررسی قرار دهم.
طبقه بندی: سمعی و بصری، جلسات قرائت قرآن، اخبار ایران و جهان، فرهنگی و اجتماعی، پایتخت مقاومت ایران دزفول،

طی سالهای اخیر تحریم همواره واژهای آشنا و تکراری برای تهدید کشورمان محسوب شده است و دشمنان این مرز و بوم همواره برای تحت فشار قرار دادن کشور برای سر تسلیم فرود آوردن در مقابل استکبار، از این حربه استفاده میکنند اما تجربه ثابت کرده که این تهدیدها همواره به فرصت تبدیل شدهاند و سبب رسیدن ایران به خودکفایی در زمینههای مختلف شده است.
ادامه مطلب...

امام كاظم(عليه السلام)، هفتمين جلوه شمس هدي، وارث ولايت كبري، فروغ تابان امامت است. زندگس سراسر درخشان ايشان درس سازندگي، عرفان، اخلاق، مبارزه، عبوديّت و ارزشهاي والاي ديگر است، چرا كه او خميرهاي از «روحالقدس» و شكوه ابدي، و آيينه و مظهر صفات جمال و جلال خداوندي بود. در اين مقاله قصد داريم از گوشه زندان او پرده برداريم، آنجا كه آزادمردي در بند را با يك جهان شكوه و وقار مينگريم، كه امواج نيلِ صبر و مقاومتش چونان موساي كليم(عليه السلام) فرعون عبّاسي را به لجّه هلاكت و فلاكت افكنده است.
او همچون الماس در زندان تاريك بود، و هارون بر سرير سلطنت چون مُهرهاي تيره و بيبها. زندگي قهرمانانه امام(عليه السلام) در زندان، حقيقت توحيد و ارتباط خالص با خداي بزرگ را نشان داد، و با صبر و مقاومتش بر ستمگران تاريخ آموخت كه با بند و زنجير، نميتوان چراغ آزادي و فضيلت را خاموش كرد. «كاظم» كلمه نبود، بلكه يك جهان مقاومت و ايستادگي در برابر جبّاران شكنجهگر بود، شكوهي وصفناپذير به بلنداي خورشيد بود، فريادي صاعقهخيز بر خرمن هستي پليد طاغوتيان.
شمشير علي(عليه السلام) در دست داشت و فرياد فاطمه(عليهاالسلام) در حنجره، و خون حسين(عليه السلام) در رگهايش جاري بود، او وجود عيني قرآن بود، حركتهاي پرصلابت، و واكنش قاطع او در برابر زورمندان زراندوز و تزويرگران سالوس صفت، چون طوفان كوبندهاي بود كه روزگار آنها را سياه ميكرد.
وصفش را از كوه دماوند پرسيدم، گفت: از من استوارتر است، از امواج كوه پيكر اقيانوس پرسيدم گفت: از من خروشانتر است، از خورشيد پرسيدم گفت: از من درخشانتر است، از ماه پرسيدم گفت: از من تابانتر است، از غرّش رعد و برق پرسيدم، گفتند: غرّش او بر ستمگران جبّار از غرّش ما بلندتر و نافذتر است، از خداي بزرگ پرسيدم، فرمود: بنده صالح ما است و همواره در سجدههاي طولاني با ما در راز و نياز است، از قرآن پرسيدم، گفت: آيه آيه من در زندگيش ديده ميشود، از پيامبر(صلي الله عليه و آله) پرسيدم، فرمود: «جبرئيل برايم اين پيام را از سوي خداوند آورد، كه خداوند فرمود: موسي عَبدي وَ حَبيبي وَ خِيَرَتي؛(1) حضرت موسي بن جعفر(عليهماالسلام) بنده و دوست من، و برگزيده من از ميان انسانها است.»
براي يافتن اين مفاهيم در زندگي امام كاظم(عليه السلام) نظر شما را به چند نمونه از مقاومت و صبر انقلابي و پرصلابت آن حضرت در برابر هارون الرّشيد، پنجمين طاغوت ديكتاتور عبّاسي، جلب ميكنيم:
1ـ هارون الرّشيد در سال 179 ه.ق، در سفر حج وارد مدينه شد، و امام كاظم(عليه السلام) را به جرم اين كه تسليم حكومت جابرانه او نبود، بلكه رو در روي او قرار گرفته بود، دستگير كرده و همراه دژخيمان بيرحمش به سوي بصره فرستاد، و آن حضرت را در بصره به زندان افكندند، او در زندان آنچنان صبور و مقاوم بود كه گويي حادثهاي در زندگياش رخ نداده، بلكه مكرّر به درگاه خدا سپاسگزاري ميكرد و در دعا چنين ميگفت: «أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ اَنّي كُنْتُ أَسْئَلُكَ أَنْ تَفَرَّغَنِي لِعِبادَتِكَ، أَللّهُمَّ وَ قَدْ فَعَلْتَ فَلَكَ الْحَمْدُ(2)؛ خدايا تو بر حال من آگاهي كه از درگاهت تقاضا داشتم مرا در خلوتگاه قرار دهي تا با فراغت بيشتر تو را عبادت كنم، تقاضايم را برآوردي، تو را شكر و سپاس ميگويم.»
آري آن حضرت زنداني شدن را كه در مسير نهي از منكر بود، از نعمتهاي الهي ميدانست، و از اين كه در زندان توفيق بيشتر براي ارتباط با خدا يافته، شكر و سپاس الهي را به جاي ميآورد.
2ـ در آن هنگام كه امام كاظم(عليه السلام) را به زندان سخت «سندي بن شاهك» بردند، و در آنجا تحت شكنجههاي شديد قرار گرفت، هارون يكي از درباريان خود به نام «ربيع» را طلبيد، و او را مأمور كرد كه به زندان نزد امام كاظم(عليه السلام) برود و از او دلجويي نمايد و پيشنهاد آزاد شدن از زندان را به او بدهد، و به تقاضاهايش توجه كند. ربيع در زندان، به محضر امام كاظم(عليه السلام) رسيد و به آن حضرت چنين گفت: «برادرت (هارون) مرا نزد تو فرستاده او سلام رساند و گفت به شما چنين عرض كنم؛ چيزهايي درباره تو به من خبر دادهاند كه مرا پريشان ساخت. از اين رو، از مدينه تو را به اينجا (بغداد) نزد خودم آوردم، در مورد آن چيزها تحقيق كردم ديدم، تو از همه عيوب پاك هستي، و فهميدم كه نسبت دروغ به تو دادهاند.
اينك با خود فكر كردم كه تو را به خانهات (در مدينه) بازگردانم، يا نزد خود نگهدارم، به اين نتيجه رسيدم كه اگر در نزد من باشي، سينهام از عداوت تو خاليتر خواهد شد، و دروغ بدخواهان را آشكارتر خواهد كرد، من ربيع را مأمور نمودم تا هرگونه غذايي را مايل هستي و هرگونه تقاضايي داري تأمين كند، با كمال روگشادي از او بخواه كه برآورده خواهد شد.»
امام كاظم(عليه السلام) با كمال بياعتنايي به پيام هارون، در دو جمله كوتاه و پرمعني كه نشاندهنده مقاومت و صلابتش بود، در پاسخ ربيع فرمود: «لا حاضِرٌ مالي فَيَنْفَعُنِي وَ لَمْ اُخْلَقُ سَؤُولاً؛ اموال خودم در نزد من حاضر نيست تا از آن بهرهمند گردم، و خداوند مرا درخواست كننده از خلق نيافريده است.»
آنگاه امام بيدرنگ برخاست و گفت: أَللّهُ أَكْبَرُ و مشغول نماز شد.
ربيع، پس از انجام مأموريت، نزد هارون بازگشت و ماجراي ملاقات خود را با امام كاظم(عليه السلام) به هارون گزارش داد. هارون به ربيع گفت: «روحيه موسي بن جعفر(عليهماالسلام) را چگونه ديدي؟ و نظرت درباره او چيست؟»

ربيع در پاسخ گفت: «يا سَيِّدي! لَوْ خُطِطَتً فِي الأَرْضِ خِطَّةٌ فَدَخَلَ فيها مُوسَي بْنِ جَعْفَرٍعليه السلام ثُمَّ قالَ لا أَخْرُجُ مِنْها ما خَرَجَ مِنْها؛ اي سرور من! هرگاه بر روي زمين، خطي ترسيم شود، و موسي بن جعفر(عليهماالسلام) وارد آن خط گردد، سپس بگويد از آن خط خارج نميشوم، هرگز خارج نخواهد شد.»
هارون كه امام كاظم(عليه السلام) را ميشناخت و از مقاومت و اراده قاطع آن حضرت با خبر بود، سخن ربيع را تصديق كرد و گفت: «همين گونه است كه گفتي و من بيشتر دوست دارم كه او در نزد من در همين جا (زندان بغداد) بماند.» [يعني مقاومت و استواري او آنچنان محكم است كه بازگشت او به مدينه براي حكومت ما خطر آفرين خواهد بود.]
آ
ادامه مطلب...
دختران خود نما در چشمها جای دارند ولی دختران عفیف در دلها. جاذبه های ظاهری افراد خودنما در اندک زمانی از بین خواهند رفت و پایدار نمیماند . سرانجام چنین افرادی تنهایی است.
1- حجاب

« یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَی أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا » احزاب/59 ، نور/31
ای پیامبر به همسران و دخترانت و زنان مؤمنین بگو روسریهای بلند خود را بر خویش فرو افکنند. این برای این که (به عفاف) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند ، بهتر است .
2- دوری از خود نمایی
« وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِینَ الزَّکَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا .» احزاب/33
در خانه های خود بمانید و همچون زنان جاهلیت نخستین ، در میان جمعیت ظاهر نشوید و اندام و وسایل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید.
3- عفت کلام
« یَا نِسَاء النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا .» احزاب/32
در گفتگوها با ناز و کرشمه و به گونه ای هوس انگیز سخن مگویید که مبادا بیماردلان به شما طمع کنند.
4- پاکدامنی
« وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یَجِدُونَ نِکَاحًا .» نور/33
آنها که زمینهی ازدواج را فراهم نمیبینند ، باید عفت پیشه کنند.
5- دوری از نگاه های هوس آلود

« وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ .» نور/31
به زنان با ایمان بگو چشمهای خود را از نگاههای هوس آلود فرو گیرند.
سفارش قرآن به دوری از خودنمایی و جلوه گری
خداوند در قرآن کریم در سوره احزاب آیه 33 در این خصوص میفرمایند:
« و قَرنَ فی بُیوتِکُنَّ و لا تَبَرّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِلیَّةِ الاُولی»
« در خانه های خود بمانید و همچون زنان جاهلیت نخستین، درمیان جمعیت ظاهر نشوید و اندام و وسایل زینت خود را در معرض تماشای دیگران قرار ندهید.»
خودنمایی
تمایل به خودنمایی و جلوه گری، از نیازهای طبیعی دختران و زنان است که اگر به صورت مثبت و صحیح از آن استفاده شود، میتواند محیط خانواده را گرم کند، اما اگر بی حدّ و مرز باشد، نه تنها سازنده نیست بلکه آفتی است هم بر جامعه و هم بر شخصیت خود فرد.
بعضی از جلوه های خودنمایی عبارتند از: بیرون گذاردن قسمتی از مو، آرایشهای تند، پوشیدن لباسهای جذاب و محرک، رفتارهای جلف و سبک، نازک زبانی، استفاده از عطرهای مهیج، راه رفتن به گونه ای محرک، لبخند و خنده های مستانه در برابر نامحرمان و ...
انگیزه های خودنمایی عبارتند از :
1. ایجاد مقبولیت و محبوبیت در جامعه و کسب شخصیت
2. جذب همسر مناسب
3. هوسرانی و خوش گذرانی
4. ارضای حس خود کم بینی
آثار خودنمایی
1. ذلّت : افراد خودنما و جلوه گر، گر چه در ظاهر چشمهایی را متوجه خود خواهند ساخت، اما در واقع جوانان پاکدامن هرگز برای چنین دخترانی ارزش و قیمتی قائل نبوده و تن به ازدواج نخواهند داد و به دنبال عفیفترین دختران میروند. دختران خود نما در چشمها جای دارند ولی دختران عفیف در دلها. جاذبه های ظاهری افراد خودنما در اندک زمانی از بین خواهند رفت و پایدار نمیماند . سرانجام چنین افرادی تنهایی است.
2. فساد: خودنمایی موجب چشم چرانی و کشیده شدن جوانان به پرتگاه فسادی میشود . آنان که با جلوه گری، زیبایی خود را به نمایش میگذارند، باید بدانند که بزرگترین خیانت و جنایت را به جوانان میکنند، چرا که جوانی که شرایط ازدواج برایش فراهم نیست، با دیدن چنین صحنههایی به گناه کشیده میشود و گاه برای رفع این نیاز تا مرز جنایت به پیش میرود. آیا ارضای هوس خودنمایی و جلوه گری ارزش آن را دارد که جوانان را به ورطهی گناه کشانده، خود را در معرض خطر قرار داده و جامعه را آلوده نمائیم؟
3. سرد شدن کانون گرم خانواده: خودنمایی زنان و دختران در جامعه موجب میشود که افراد ظاهر بین و چشم چران به زندگی زناشویی خود بی علاقه شوند و کم کم زمینهی جدایی و از هم پاشیدن یک خانواده و بی سرپرستی و بلا تکلیفی فرزندان آن خانواده فراهم شود. حضرت علی (علیه السلام) در این خصوص میفرمایند:« حفاظت زن از آلودگیها مفید تر است به حال او و ماندگارتر است برای زیباییاش.»






