|
میثاق واحد سمعی و بصری مسجد امام حسن عسکری (ع) -پایتخت مقاومت ایران دزفول
|
آیا شوخی با نامحرمی که قصد ازدواج با او را نداریم، اگر رکیک نباشد و از روی هوی و هوس هم نباشد، ازطریق پیام کوتاه موبایل، گناه است؟ شوخی کردن به این نحو با هم کلاسی های خانم هم اشکال دارد؟ توجه به چند نکته برای رسیدن به جواب سوالات فوق ضروری می باشد: 1. یکی از غرایز قوی در انسان شهوات جنسی است که اگر طغیان و سرکشی کند، کنترل آن ناممکن یا مشکل خواهد بود. 2. بروز و ظهور و غلبه غریزه ی شهوانی در انسان به صورت پلکانی و تدریجی است، و به تعبیر قرآن کریم شیطان از طریق سیاست گام به گام به هدف خود می رسد.(1) چنان که بررسی و ریشه یابی بسیاری از گناهان و جنایات که هر روز در جوامع مختلف رخ می دهد نشان دهنده ی همین موضوع است که از مسائل ناچیز و عادی آغاز شده اند. به همین جهت جلوگیری از وسوسه های شیطانی در ابتدای امر و قدم اوّل آسان است چون هنوز موقعیت شیطان و غرایز شهوانی ضعیف است، ولی اگر فردی در قدم اول از شیطان و هوی و هوس تبعیت کند، موقعیت خود را در مقابله با آنها تضعیف نموده و باعث تقویت نیروهای شیطانی و غرایز شهوانی خواهد شد. و در آن صورت مقاومت مشکل تر خواهد شد. به عبارتی همیشه پیش گیری راحت تر از درمان است. 3. شکی نیست که شوخی با جنس مخالف اگر چه رکیک هم نباشد زمینه را برای انحراف و تسلط شیطان فراهم می کند. به همین جهات اسلام در مبارزه با انحراف از زمینه های آن نیز جلوگیری به عمل آورد، مثلاً مردها را از نشستن در جای زن قبل از سرد شدن، نهی نمود.(2) و یا به زن ها دستور داده در برخورد با نامحرم نرمی و ملاطفت نشان ندهند.(3) نتیجه این که بهتر است از شوخی با نامحرم اگر چه رکیک هم نباشد اجتناب کرد. استفتایی که از دفتر مراجع عظام در این زمینه شده ، به شرح ذیل است: 1. چت کردن با جنس مخالف و رد و بدل کردن صحبت های معمولی چه حکمی دارد؟ همه ی مراجع: در صورتی که خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد جایز نیست.(4) جلوگیری از وسوسه های شیطانی در ابتدای امر و قدم اوّل آسان است چون هنوز موقعیت شیطان و غرایز شهوانی ضعیف است، ولی اگر فردی در قدم اول از شیطان و هوی و هوس تبعیت کند، موقعیت خود را در مقابله با آنها تضعیف نموده و باعث تقویت نیروهای شیطانی و غرایز شهوانی خواهد شد. و در آن صورت مقاومت مشکل تر خواهد شد. به عبارتی همیشه پیش گیری راحت تر از درمان است 2. شوخی کردن با نامحرم چه حکمی دارد؟ همه ی مراجع: اگر با قصد لذت (جنسی) باشد و یا بترسد به گناه بیفتد، جایز نیست. (5) تذکر نکته ای در پایان ضروری است: آن چه بیان شد یک حکم کلی است و از این جهت فرقی بین انواع شوخی( شوخی از طریق چت و پیام کوتاه و...) و بین انواع نامحرم ها (هم کلاسی ها و غیر آن)، وجود ندارد یعنی؛ اگر شوخی با نامحرم، به قصد لذت باشد یا خوف فتنه و کشیده شدن به گناه وجود داشته باشد، از حکم حرمت برخوردار است اگر چه آن نامحرم هم کلاسی باشد و این شوخی هم از طریق پیام کوتاه، انجام شده باشد پی نوشتها: 1- بقره، 168،" وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ ". 2- من لایحضره الفقیه، ج 3، ص467، "إِذَا جَلَسَتِ الْمَرْأَةُ مَجْلِساً فَقَامَتْ عَنْهُ فَلَا یَجْلِسُ فِی مَجْلِسِهَا أَحَدٌ حَتَّى یَبْرُدَ". 3- الاحزاب، 32، "فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَضٌ". 4و5- در تنظیم این مقاله از پایگاههای اطلاع رسانی مراجع معظم تقلید استفاده شده است [ جمعه 30 دی1390 ] [ 19:45 ] [ میثاق ]
[ ]
به مناسبت رحلت پیامبر اعظم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) مراسم سخنرانی و سوگواری بر گزارمی گردد: سخنران : حجت الاسلام و المسلمین رستگاری مداح : برادر محمد الیاسی زمان : یکشنبه ۲/۱۱/۹۰ مصادف با ۲۸ صفر ساعت ۱۱ صبح مکان : دزفول خ فردوسی نبش شریعتی - مسجد امام حسن عسکری (ع) [ جمعه 30 دی1390 ] [ 19:42 ] [ میثاق ]
[ ]
قانون اعلام روز 29 دي ماه به عنوان روز "غزه نماد مقاومت فلسطين " كه در مجلس شوراي اسلامي تصويب و به تاييد شوراي نگهبان رسيده است، از سوي رئيس جمهور براي اجرا ابلاغ شد. به گزارش براساس اين قانون، روز 29 دي ماه 1387برابر با 18 ژانويه 2009 مصادف با 21 محرم 1430 به عنوان غزه نماد مقاومت فلسطين اعلام و در تقويم رسمي جمهوري اسلامي ايران ثبت مي شود. همچنين وزارت امور خارجه موظف است در اين رابطه، طرح لازم را تدوين نموده و به سازمان كنفرانس اسلامي ارايه و با تلاش سياسي و رايزنيهاي لازم براي تصويب آن، همت بگمارد. بر اساس اين قانون، مجلس شوراي اسلامي نيز بايد با ارتباط فعال با مجالس كشورهاي اسلامي، طرح مذكور را به اتحاديه مجالس كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي ارايه و براي تصويب آن تلاش كند.
[ چهارشنبه 28 دی1390 ] [ 17:7 ] [ میثاق ]
[ ]
باوجود گذشت حدود 280 روز از سال «جهاد اقتصادی»؛ اما هنوز طبق شواهد ارایه شده اقدام خارق العاده ای دراین باره صورت نگرفته است. این مقاله به دنبال آن است تا با شناسایی «چالش های موجود» راهکارهایی را در این باره ارایه دهد. [ چهارشنبه 28 دی1390 ] [ 16:53 ] [ میثاق ]
[ ]
طی سالهای اخیر تحریم همواره واژهای آشنا و تکراری برای تهدید کشورمان محسوب شده است. در گفت و گوی زیر موضوع تحریم را در چارچوب ویژه نامه ای در این باره بررسی کرده ایم.
![]() طی سالهای اخیر تحریم همواره واژهای آشنا و تکراری برای تهدید کشورمان محسوب شده است و دشمنان این مرز و بوم همواره برای تحت فشار قرار دادن کشور برای سر تسلیم فرود آوردن در مقابل استکبار، از این حربه استفاده میکنند اما تجربه ثابت کرده که این تهدیدها همواره به فرصت تبدیل شدهاند و سبب رسیدن ایران به خودکفایی در زمینههای مختلف شده است. ادامه مطلب [ چهارشنبه 28 دی1390 ] [ 16:51 ] [ میثاق ]
[ ]
سالروز ولادت امام موسی کاظم مبارکباد ![]() امام كاظم(عليه السلام)، هفتمين جلوه شمس هدي، وارث ولايت كبري، فروغ تابان امامت است. زندگس سراسر درخشان ايشان درس سازندگي، عرفان، اخلاق، مبارزه، عبوديّت و ارزشهاي والاي ديگر است، چرا كه او خميرهاي از «روحالقدس» و شكوه ابدي، و آيينه و مظهر صفات جمال و جلال خداوندي بود. در اين مقاله قصد داريم از گوشه زندان او پرده برداريم، آنجا كه آزادمردي در بند را با يك جهان شكوه و وقار مينگريم، كه امواج نيلِ صبر و مقاومتش چونان موساي كليم(عليه السلام) فرعون عبّاسي را به لجّه هلاكت و فلاكت افكنده است. او همچون الماس در زندان تاريك بود، و هارون بر سرير سلطنت چون مُهرهاي تيره و بيبها. زندگي قهرمانانه امام(عليه السلام) در زندان، حقيقت توحيد و ارتباط خالص با خداي بزرگ را نشان داد، و با صبر و مقاومتش بر ستمگران تاريخ آموخت كه با بند و زنجير، نميتوان چراغ آزادي و فضيلت را خاموش كرد. «كاظم» كلمه نبود، بلكه يك جهان مقاومت و ايستادگي در برابر جبّاران شكنجهگر بود، شكوهي وصفناپذير به بلنداي خورشيد بود، فريادي صاعقهخيز بر خرمن هستي پليد طاغوتيان. شمشير علي(عليه السلام) در دست داشت و فرياد فاطمه(عليهاالسلام) در حنجره، و خون حسين(عليه السلام) در رگهايش جاري بود، او وجود عيني قرآن بود، حركتهاي پرصلابت، و واكنش قاطع او در برابر زورمندان زراندوز و تزويرگران سالوس صفت، چون طوفان كوبندهاي بود كه روزگار آنها را سياه ميكرد. امام
همچون الماس در زندان تاريك بود، و هارون بر سرير سلطنت چون مُهرهاي تيره
و بيبها. زندگي قهرمانانه امام(عليه السلام) در زندان، حقيقت توحيد و
ارتباط خالص با خداي بزرگ را نشان داد، و با صبر و مقاومتش بر ستمگران
تاريخ آموخت كه با بند و زنجير، نميتوان چراغ آزادي و فضيلت را خاموش كرد.
«كاظم» كلمه نبود، بلكه يك جهان مقاومت و ايستادگي در برابر جبّاران
شكنجهگر بود، شكوهي وصفناپذير به بلنداي خورشيد بود، فريادي صاعقهخيز بر
خرمن هستي پليد طاغوتيان. وصفش را از كوه دماوند پرسيدم، گفت: از من استوارتر است، از امواج كوه پيكر اقيانوس پرسيدم گفت: از من خروشانتر است، از خورشيد پرسيدم گفت: از من درخشانتر است، از ماه پرسيدم گفت: از من تابانتر است، از غرّش رعد و برق پرسيدم، گفتند: غرّش او بر ستمگران جبّار از غرّش ما بلندتر و نافذتر است، از خداي بزرگ پرسيدم، فرمود: بنده صالح ما است و همواره در سجدههاي طولاني با ما در راز و نياز است، از قرآن پرسيدم، گفت: آيه آيه من در زندگيش ديده ميشود، از پيامبر(صلي الله عليه و آله) پرسيدم، فرمود: «جبرئيل برايم اين پيام را از سوي خداوند آورد، كه خداوند فرمود: موسي عَبدي وَ حَبيبي وَ خِيَرَتي؛(1) حضرت موسي بن جعفر(عليهماالسلام) بنده و دوست من، و برگزيده من از ميان انسانها است.» براي يافتن اين مفاهيم در زندگي امام كاظم(عليه السلام) نظر شما را به چند نمونه از مقاومت و صبر انقلابي و پرصلابت آن حضرت در برابر هارون الرّشيد، پنجمين طاغوت ديكتاتور عبّاسي، جلب ميكنيم: 1ـ هارون الرّشيد در سال 179 ه.ق، در سفر حج وارد مدينه شد، و امام كاظم(عليه السلام) را به جرم اين كه تسليم حكومت جابرانه او نبود، بلكه رو در روي او قرار گرفته بود، دستگير كرده و همراه دژخيمان بيرحمش به سوي بصره فرستاد، و آن حضرت را در بصره به زندان افكندند، او در زندان آنچنان صبور و مقاوم بود كه گويي حادثهاي در زندگياش رخ نداده، بلكه مكرّر به درگاه خدا سپاسگزاري ميكرد و در دعا چنين ميگفت: «أَللّهُمَّ إِنَّكَ تَعْلَمُ اَنّي كُنْتُ أَسْئَلُكَ أَنْ تَفَرَّغَنِي لِعِبادَتِكَ، أَللّهُمَّ وَ قَدْ فَعَلْتَ فَلَكَ الْحَمْدُ(2)؛ خدايا تو بر حال من آگاهي كه از درگاهت تقاضا داشتم مرا در خلوتگاه قرار دهي تا با فراغت بيشتر تو را عبادت كنم، تقاضايم را برآوردي، تو را شكر و سپاس ميگويم.» آري آن حضرت زنداني شدن را كه در مسير نهي از منكر بود، از نعمتهاي الهي ميدانست، و از اين كه در زندان توفيق بيشتر براي ارتباط با خدا يافته، شكر و سپاس الهي را به جاي ميآورد. از
خداي بزرگ پرسيدم، فرمود: بنده صالح ما است و همواره در سجدههاي طولاني
با ما در راز و نياز است، از قرآن پرسيدم، گفت: آيه آيه من در زندگيش ديده
ميشود، از پيامبر(صلي الله عليه و آله) پرسيدم، فرمود: «جبرئيل برايم اين
پيام را از سوي خداوند آورد، كه خداوند فرمود: موسي عَبدي وَ حَبيبي وَ
خِيَرَتي؛ حضرت موسي بن جعفر(عليهماالسلام) بنده و دوست من، و برگزيده من
از ميان انسانها است.» 2ـ در آن هنگام كه امام كاظم(عليه السلام) را به زندان سخت «سندي بن شاهك» بردند، و در آنجا تحت شكنجههاي شديد قرار گرفت، هارون يكي از درباريان خود به نام «ربيع» را طلبيد، و او را مأمور كرد كه به زندان نزد امام كاظم(عليه السلام) برود و از او دلجويي نمايد و پيشنهاد آزاد شدن از زندان را به او بدهد، و به تقاضاهايش توجه كند. ربيع در زندان، به محضر امام كاظم(عليه السلام) رسيد و به آن حضرت چنين گفت: «برادرت (هارون) مرا نزد تو فرستاده او سلام رساند و گفت به شما چنين عرض كنم؛ چيزهايي درباره تو به من خبر دادهاند كه مرا پريشان ساخت. از اين رو، از مدينه تو را به اينجا (بغداد) نزد خودم آوردم، در مورد آن چيزها تحقيق كردم ديدم، تو از همه عيوب پاك هستي، و فهميدم كه نسبت دروغ به تو دادهاند. اينك با خود فكر كردم كه تو را به خانهات (در مدينه) بازگردانم، يا نزد خود نگهدارم، به اين نتيجه رسيدم كه اگر در نزد من باشي، سينهام از عداوت تو خاليتر خواهد شد، و دروغ بدخواهان را آشكارتر خواهد كرد، من ربيع را مأمور نمودم تا هرگونه غذايي را مايل هستي و هرگونه تقاضايي داري تأمين كند، با كمال روگشادي از او بخواه كه برآورده خواهد شد.» امام كاظم(عليه السلام) با كمال بياعتنايي به پيام هارون، در دو جمله كوتاه و پرمعني كه نشاندهنده مقاومت و صلابتش بود، در پاسخ ربيع فرمود: «لا حاضِرٌ مالي فَيَنْفَعُنِي وَ لَمْ اُخْلَقُ سَؤُولاً؛ اموال خودم در نزد من حاضر نيست تا از آن بهرهمند گردم، و خداوند مرا درخواست كننده از خلق نيافريده است.» آنگاه امام بيدرنگ برخاست و گفت: أَللّهُ أَكْبَرُ و مشغول نماز شد. ربيع، پس از انجام مأموريت، نزد هارون بازگشت و ماجراي ملاقات خود را با امام كاظم(عليه السلام) به هارون گزارش داد. هارون به ربيع گفت: «روحيه موسي بن جعفر(عليهماالسلام) را چگونه ديدي؟ و نظرت درباره او چيست؟» ![]() ربيع در پاسخ گفت: «يا سَيِّدي! لَوْ خُطِطَتً فِي الأَرْضِ خِطَّةٌ فَدَخَلَ فيها مُوسَي بْنِ جَعْفَرٍعليه السلام ثُمَّ قالَ لا أَخْرُجُ مِنْها ما خَرَجَ مِنْها؛ اي سرور من! هرگاه بر روي زمين، خطي ترسيم شود، و موسي بن جعفر(عليهماالسلام) وارد آن خط گردد، سپس بگويد از آن خط خارج نميشوم، هرگز خارج نخواهد شد.» هارون كه امام كاظم(عليه السلام) را ميشناخت و از مقاومت و اراده قاطع آن حضرت با خبر بود، سخن ربيع را تصديق كرد و گفت: «همين گونه است كه گفتي و من بيشتر دوست دارم كه او در نزد من در همين جا (زندان بغداد) بماند.» [يعني مقاومت و استواري او آنچنان محكم است كه بازگشت او به مدينه براي حكومت ما خطر آفرين خواهد بود.] آ
ادامه مطلب [ شنبه 10 دی1390 ] [ 10:56 ] [ میثاق ]
[ ]
دختران خود نما در چشمها جای دارند ولی دختران عفیف در دلها. جاذبه های ظاهری افراد خودنما در اندک زمانی از بین خواهند رفت و پایدار نمیماند . سرانجام چنین افرادی تنهایی است.
![]() |
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |